این روزها ...

نمیدونم اسمشو چی بذارم

بی حوصلگی، افسردگی ، تنبلی، خستگی و...

به هر حال با وجود اینکه پست پیش نویس هم داشتم ، 10 روز آپ نکردم.

/ 5 نظر / 6 بازدید
saeed

سلام دل نوشته هاتو خوندم خيلي خوب بود خواستي يه سرم به وبلاگ من بزن (انقدرم تنبل نباش) ممنون [گل][چشمک]

شيدا

سلام از وبلاگت خيلي خوشم اومد به منم سر بزن و آدرس وبلاگتو واسم بزار تا بتونم هر روز من و بقيه بازديد کنندگان بهت سر بزنيم محلي که وبلاگتو ثبت ميکني بزرگترين دايرکتوري وبلاگ نويسان ايران است و فوق العاده پر بازديد.حتما بيا و لينکتو ثبت کن .مرسي.

یــــــاســـــــــ

وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد؛ یک لحظه آفتاب در هوای سرد غنیمت می‌شود. خدا در مواقع سختی‌ها تنها پناه می‌شود. یک قطره نور در دریای تاریکی همه‌ی دنیا می‌شود. یک عزیز وقتی که از دست رفت همه کس می‌شود. پاییز وقتی که تمام شد، به نظر قشنگ و قشنگ‌تر می‌شود … امروز به همه چیز خوب بنگر، قدر داشته‌هایت را بدان و سپاسگزار پروردگارت باش! عزیزانت را در آغوش بگیر، بگو که چقدر آنها را دوست داری! به زندگی‌ات عشق بورز و زیبا زندگی کن … فرصت‌ها را از دست نده! زندگی آنقدرها هم طولانی نیست … شاید فردایی نباشد! قدرش را بدان!

فاطمه

سلام باران خانوم شاید اسمش افسردگی و تنبلی ناشی از بی حوصلگی باشه ! چی گفتم [نیشخند] اما شاید با نوشتن همین احساس رو هرچی که هست، کمتر حس کنید[مغرور]

ریحانه

بیشتر افسردگی بخاطر فصل بخاطر اوضاع سخت .همه مون در گیرشیم .خدارو شکر برگشتی باران جان