صف

چند روز پیش ایستگاه نمازی از اتوبوس پیاده شدم. رفتم کارت بلیط شارژ کنم. 

تا ایستادم چند تا خانم گفتن خانم بیا آخر صف وایسا . گفتم باوشه. رفتم آخر صف ایستادم.

هنوز نوبتم نشده بود که چند تا آقا اومدن و بدون صف ایستادن جلو.

به نفر اول گفتم آقا ته صف اونطرفه .

یه نگاهی انداخت و گفت خوب اینجا صف آقایونه

گفتم : صف زنونه مردونه نداره که لطفا برید ته صف .

هیچ کدومشون که اعتنا نکردن هیچ، یه نفر از اون خانما که به من گفتن خانم ته صف ، هم اعتراض نکردن. 

جالب اینجاست خانم جلوی من به نفر جلوییش دعوا میکرد که خانم من اول بودم شما دوم . اما به چند نفر آقا که از صف جلو زدن هیچی نگفتن.خنثی

در هر صورت من به اعتراضم ادامه دادم اما آقای نفر اول گذاشت نوبت من که شد سریع اومد جلوی من و از مسئول باجه کارت بلیط خواست.

مسئول باجه گفت نداریم

اون آقاهه کفری شد، منمنیشخند

کلا توی صف بودن 10 دقیقه هم نشد اما دوست ندارم آقایون با اون استدلال های مسخره حق خانما رو بگیرن 

از همه بدتر خود اون خانمایی که تو صف ایستاده بودن و هیچی نمیگفتن ناراحتم کردن.

/ 5 نظر / 2 بازدید
نفس

سلام وبلاگ شما را ديدم قالب ومطالب قشنگي داشت براي افزايش بازديد وبلاگت مي توني به آدرس زير ثبتش کني تا منم بتونم هر روز بهت سر بزنم محلي که وبلاگتو ثبت مي کني بزرگترين دايرکتوري وبلاگ نويسان است و فوق العاده پر بازديد... http://mihanlinks.ir

فاطمه خانوم

آره اینی که گفتی آدمو کفری میکنه! خانوما هیچی به اون آقاها نگفتننننننن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[اوه][عصبانی] برات یه خصوصی هم میذارم [مغرور]

فاطمه خانوم

میگم [متفکر] باران جان شما بلدی چطور میشه کامنت ها رو هم رمز دار کرد؟؟

ترمه

خوب کردی به اعتراضاتت ادامه بده چه خانم چه آقا .... خوب شد که بلیط نداشت