عنوان ندارم

خواهر شوهر بنا به دلایلی چند روزی هست که منزل پدرشون یعنی پدرشوهر بنده هستن یا به عبارتی طبقه پایین منزل ما.

معمولا وقتی میرم پایین کلی حرف های ناراحت کننده میشنوم . من هم آدمی نیستم که جواب یه خانم و آقای مسن رو بدم فقط وفقط لبخند میزنم و ساکت میشینم.

بعدش تا چند مدت خود خوری دارم و اعصابم ناراحته.

بنابراین من خیلی کم پایین میرم . اما این چند روز تقریبا هر 3 یا 4 روز یه بار رفتم تا خواهر شوهر که بیمار هستن رو ببینم.

حالا دیروز شکایت داشتن که چرا باران نمیاد پایین . به شوهرجان گفتم برو بهش بگو چرا نمیام .

چون مریضه ناراحت شدم که از من دلگیر شده میخوام براش یه هدیه بگیرم به نظرتون چی بگیرم بهتره؟

/ 4 نظر / 3 بازدید
*ღ*مرد احساسی*ღ*

آنان که بودنت را قدر نمی دانند رفتنت را “نامردی” میخوانند . . . ..... اگه براتون امکانش بود به منم سر بزنید لدفن

نگین نادری

خوب باران جان از نظر طبقه ی پایین خانه هامان مثل هم هستیم و البته حس و حال پایین رفتن ها. برای خواهر شوهر هم ببین به چی علاقه داره. کتاب و فیلم میتونه خیلی سرگرمش کنه.

برای تو

اگه اهل کتاب خوندن هست یک ککتاب در زمینه ای که دوست داره می تونه تنهایش رو پر کنه

آفرین

چه زن داداش مهربونی[قلب]