+ شب تاریک

شب هایی که شوهر جان نیست اصلن خوابم نمیبره قبلن تر ها اینجوری نبودم نمی دونم برای چی الان اینجوری شدم وابستگی بیشتر شده و یا ایمانم کمتر شده


دیشب بهش میگفتم فردا شب که نیستی دلم میگیره اونم فقط لبخند میزد به شدت خوابش میومد (طبق معمول) آخر کار هم که دیگه داشت میخوابید گفتم نکنه بعد که اومدی خودتو لوس کنی  آخه میدونم کارشه وقتی باهاش بحثم میشه میگه من همونیم که دلت براش تنگ میشه ها میگم آخه چه ربطی داره هر موقع برا خودش یه وقتیه اگه اون موقع دلتنگم برات الان دلم میخواد کلتو بکنمشیطان

نویسنده : باران ; ساعت ٢:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۱۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک