باران دلپذیر


+ دد تایم

شهریور و اسفند خیلی شبیه همند .

روزاشون خیلی سریع میگذره،

روزای شلوغ و شبایی که از فکر فردا و کارایی که باید انجام بشه خوابت نمیبره.

با این وجود همه کارا به سرانجام نمیرسه.

خودمو دلداری میدم که "ای بابا حالا چند تا از کاراتو توی مهر انجام بده ".

استرس انجام کار خیلی بدتر از خودشه، دارم سعی میکنم به استرسم غلبه کنم.

تا خدا چی بخواد

به امید روزای بهتر برای همه

نویسنده : باران ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٦/٢٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ نداره

بالاخره امروز بهش زنگ زدم.

خدا رو شکر خوشحال بود

دلم گرفته ...

اگه بودش؟!

دروغه میگن خاک سرده

اگه راسته پس چرا من هنوز دارم میسوزم😭

نویسنده : باران ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٥/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ گمشده

کلی کارای قلاب بافی خشکل درست کردم

تو قلاب بافی خیلی وارد نبودم ، با کمک اینترنت خیلی پیگیری کردم .

الان حتی میتونم درس بدم .

نقاشیو چند مدته که رها کردم ، نقاشی که نه نگارگری .

تذهیبو خیلی خوب کار میکردم شاید یادم رفته باشه،

اونم ادامه میدم ان شالله.

اما هنوز احساس میکنم کارای بیشتری باید انجام بدم، شاید اگر برای ارشد بخونم حالم بهتر بشه، نمیدونم.

نویسنده : باران ; ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٥/٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  

توی یه حرکت انتحاری کل پستامو پاک کردم

شاید از نو پرش کنم

تاریخ شروع برای اینکه خودم یادم بمونه

12  مهر   91

نویسنده : باران ; ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٥/٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  

و حالا اینجا

نویسنده : باران ; ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٥/٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ کتاب

امروز حافظیه بودم اما دیوان حافظ نداشتم حالم گرفتناراحت

نویسنده : باران ; ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک